محمد تقي جعفري
7
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
جلال الدين مولوى از شمس تبريزى دانشمندتر و متفكرتر بود خود شمس تبريزى در بارهء جلال الدين مىگويد : « مولانا اين ساعت در ربع مسكون مثل او نباشد ، در همهء فنون ، خواه اصول ، خواه فقه و خواه نحو و در منطق با ارباب آن به قوت معنى سخن گويد به از ايشان و با ذوق تر از ايشان و خوبتر از ايشان . اگرش ببايد و دلش بخواهد و ملالش مانع نيايد و بىمزگى آن كه اگر من از سر خرد شود و صد سال بكوشم ده يك علم و هنر او حاصل نتوانم كردن . . . » ( 1 ) همچنين با نظر به آثار كتبى جلال الدين جاى ترديد نيست كه فضل و دانش و انديشهء منطقى جلال الدين قابل مقايسه با نوشتجاتى كه در مقالات شمس ديده مىشود نمىباشد . مگر اين كه كسى بگويد : آثار شمس از بين رفته است و چنين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد . آن چه كه در مقالات شمس مشاهده مىشود يك عده مطالب مربوط به الهيات و اخلاق است كه البته داراى مسائل بسيار قابل توجه است ، ولى قابل مقايسه با يك صدم مثنوى جلال الدين هم نمىباشد . آيا شمس تبريزى است كه جلال الدين را ساخته است ؟ چقدر دور از حقيقت است كه شعله هاى يك انبار بنزين را معادل شعلهء يك چوب كبريت بدانيم كه به انبار بنزين نزديك شده است و آن را به آتش كشيده است درست است كه شمس تبريزى داراى آن مادهء احتراق بوده است ، ولى در طول زندگانى به هزاران نفر عالم و جاهل نزديك شده است ، چرا تنها موجودى كه از ملاقات شمس زبانه كشيده جلال الدين رومى بوده است ؟ آيا اين حقيقت دليل آن نيست كه خود جلال الدين شخصيت روحى بسيار و الا و ارجمندى داشته است ؟ اينك اين مسئله پيش مىآيد كه جلال الدين از شمس تبريزى چه گرفته است ؟ مىگوييم : براى روح انسانى لحظاتى مىآيد كه ممكن است يك حادثهء معين تمام درياهاى روح او را به تلاطم آورد ، اين حقيقت از نظر روانى قابل انكار نيست ،
--> ( 1 ) مقالات شمس ، ص 125 . .